
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بر سینۀ خود میفشارم زانوی غـم را وقتی که بی تو باز میبـیـنم مـحـرم را صاحب عزا با دستهای خویش کوبیدی بر روی دیوار کدامین خانه پرچـم را ای آسمانِ چشمۀ جـوشانِ اشک خـون پُربـارتر کن بارش این اشک نم نم را هرشب میان کوچهها بر سینه خواهی زد وقتی که میخوانند شور و نوحه و دم را بر رشتۀ پـرچـم دخـیل گـریه میبـندم آقا مگیر از دست ما این حبل محکم را با اذن زهرا، اذن مولا، اذن پیـغـمـبر با اذن تو پـوشیدهام این رخـت ماتم را دلشـوره دارم اربـعـیـنم را هـمین اول امضا کن آقـاجـان بـرات کـربـلایم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نشستم رو به روی مرگ، دیدم روز آخر شد تمام عُمر من در حسرت دیدار تو سر شد زمستان در زمستان است بیتو فصلهای ما گُل یاس حـیاط خانـۀ ما زود پـرپـر شد چه با یعقوب کرده دوری یوسف، نمیدانم! همین بسکه به جز اندوهِ کوری، سخت لاغر شد بگو تا کِی نبـینم چـشمهای نـازنـینت را ببـین، آئینهام از این ندیدنها مُکَّـدر شد مصیبت؛ بیحد و اندوه؛ بیپایان و غم؛ دائم دلِ من وارد جـنگی تـمـامـاً نابرابر شد تک و تنها شدم آقا، شُدی تنها کس و کارم! به غیر از تو مرا پس زد تمام شهر، بهتر شد! من از دست گـناهانم، پشیمانم، پریشانم خودم فهمیدهام که حال و روزم شرمآور شد امان از نَفْس، بازی داد روحِ سادهلوحم را جهنم شد اگر دنیای من با این ستمگر شد زمان هر گرفتاری، خدا را شکر زهرا هست همیشه بهترین پشت و پناه طفل، مادر شد هواییام، هواییام، دلم میل نجـف کرده مسیر آخر کـوچ پـرسـتـو بامِ حـیدر شد غلام مرتضی از حوض کوثر آب مینوشد خوشا آن بادۀ نابی که سهم ظرف قنبر شد دلم تنگ است، تنگ دیدن ششگوشۀ ارباب غمِ عاشقکُشِ دلدادهها، دوریِ دلبر شد تو را جان حسینِ تشنۀ بیسر، بیا برگرد! شهیدی که بلای حنجرش، کُندی خنجر شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
غروب بختِ مرا صبحگاهِ نیکو نیست چـراغ زنـدگیام را توان سوسو نیست فراقِ یوسف مـصری کجا وُ دوری تو قـیـاس داغ تو در حدِّ این ترازو نیست نـسـیمِ زلفِ تو را حمل میکـند با خود وگرنه باد زمستانِ شهر، خوشبو نیست دل از هوای تو کندن، برای من سخت است هـمیـشه کـوچ، مُـراد دل پرسـتو نیست شــلــوغبـازیِ دنـیــا فـریـب داده مــرا تمام رونق این دَهـر جز هـیاهـو نیست به بی خـیـالـی این روزگـار مـیگِـریَـم تو نیستی و از این غم خمی به ابرو نیست عزیزکردۀ زهـرا ! مریض هجـر تـوأَم علاجِ درد مرا غیر وصل، دارو نیست غُـبـار کـوچـه بـرای تو بـیقـرار شـده کدام ذَرّه به شوق تو در تکاپو نیست؟! مـسـیر آمـدنت رُفـتـگـر نـمیخـواهـد؟! نگو به پلک تَرَم، وقت آب و جارو نیست! چه نذرها که نـکـردیـم تا تو بـرگـردی ببین! به دست زنان مَحَل، النگو نیست تـمـام آرزوی مـادرم ظـهــور تـو بـود دگر بساط دعـایـش مـیان پَـسـتو نیست بیا وُ مثل رضاجان، تو ضامن من شو! اگرچه طینَت این گُرگ، مثل آهو نیست سر مرا بـکـشـان روی دارِ شـاه نجـف که مرگِ ساده در اندیشۀ علیگو نیست علی به دست خودش دفن میکند ما را نـمـاز مَـیِّت ما را امـام، جـز او نـیست تو را به مـادر شیـرخوارۀ حـسـین، بیا رُباب، آنکه شـبیهاش هنوز الگو نیست سهشعبه خورد به حلقوم طفل، مادر مُرد شبیه ذبحِ علی، روضهای دوپهلو نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
عطر تو زینت فزای روضهها، مهدی بیا هجر تو از پا میاندازد مرا، مهدی بیا مهربانتر از پدر مادر به فرزندان تویی العجـل ای بهـترین بابای ما، مهدی بیا نـدبـه بـایـد کرد از درد فراق روی تو اَبـکـیَـنَّـکَ صَبـاحـاً و مَـسـا، مهـدی بیا به تقاص خون جدت یا لثارات الحسین! زودتر با ذوالـفـقـار مرتضی مهدی بیا ای فـدای قـد و بـالای پـیـمـبـرگـونهات وارث حـلـم تـمـام انـبـیـا، مـهـدی بـیــا مادرت زهرای مرضیه صدایت میزند روز و شب مهدی بیا، مهدی بیا، مهدی بیا جان به لب آمد ولی نامت نیفـتاد از لبم عمر من طی شد فقط با ذکرِ یا مهدی بیا صبح عاشورا نشد؛ پس وعدۀ ما اربعین در مسیر از نجـف تا کـربـلا مهدی بیا شیرخواری با گلوی خشک و با چشمانِ تر از دل گهواره میخواند تو را مهدی بیا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه و روضۀ حضرت رقیه
دسـتـی اگـر دارم بـه دامــان تـو دارم چـشـمی اگـر دارم به احـسـان تو دارم از سفـرهای جز سفـرۀ تو نان نخوردم من هرچه دارم از سرِ خـوان تو دارم این زنـدگی با پـای تو مُـردن میارزد جـانـی اگـر دارم بـه قــربـان تـو دارم از معجزات گریه بر شاه غریب است جـایـی اگـر در بـیـنِ یــاران تــو دارم تا کِی بگویم العجـل؟ پس کِی میآیی؟ عمریست در دل، داغ هجران تو دارم هـجـران دلـم را بُـرد تا کـنـج خـرابـه این روضه را از چشم گریان تو دارم بابـا شـبـیـه تو پُـر از دردم، کجـایی؟! بــرگـرد کـه امــیــد درمــان تــو دارم قرآن بخوان اینجا که دیگر خیزران نیست که خـاطـره از صـوت قـرآن تـو دارم دیدم به دست شمـر، تار گـیـسویت را مــرثــیـۀ مــوی پــریــشــان تــو دارم چشمم دوباره خوب میبـیـند؛ عزیزم! امشب که نـور از روی تابان تو دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
چـشـمانـتـظار آمـدنت آسـمان گریست مهتاب روی شانۀ شب بیامان گریست گاهی به لحنِ باد و زمانی به لحن رود در امتداد کوچۀ غربت جهان گریست بیتو تـمـام ثـانـیـه ها ضجـه میزنـنـد آقا بیا که بیتو زمین و زمان گریست دارد بساط روضه به پا میکـند نـسیم باید برای روضۀ گل همچنان گریست احساس پاک لالۀ ششماههای شکست آنکه برای غربتش آب روان گریست ای داغدار روضۀ اصغر دمی بخوان چون شعله باید از غم این خاندان گریست گهـواره را تـکـان بده انگـار مـادرش چون آه شعلهور شد و با هر تکان گریست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
ای آشکـارِ از همه پنهـان، ظهـور کن تا جان به لب نیامده، ای جان! ظهور کن خـورشـیـد آسـمـان عـلـی! آشکـار شو ماه تـمـام نـیـمـه شـعـبان! ظـهـور کن جاء الحق است زینت دیوارهای شهر برگرد ای بـشارت قـرآن! ظـهـور کن خـشکـیم، بایـریم، کـویـریم، تـشـنـهایم بیحاصلیم حضرت باران! ظهور کن من ظـلـمـتـم به تو نرسم دیـر میشود پس لطف کن به قلب من الآن ظهور کن بر خاکهای فکه، شلمچه، دوکوهه، فاو با خون نوشتهاند شهـیدان: ظهـور کن مسمار شاهد است که زهرای مرضیه میگفت پشت آن درِ سوزان ظهور کن آقـا بـه حـق دسـت بــریــده بـیــا بــیـا آقا به حق ساقی طـفـلان، ظـهـور کن آقـا به حـق آن لـب عـطـشـان بـیـا بـیا آقا به حق آن تن عـریـان، ظهـور کن آقا به حـق آن سر مـابـیـن طـشت زر آقا به حق آن لب و دندان، ظهـور کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری تو از تنهـایی اولاد پیغـمـبر خبر داری تو همچون نور در صُلب حسین ابن علی بودی تو از سوزِ دل صدیقۀ اطهر خبر داری عموی کوچک تو قاتل خود را ندید اما تو خود از آنچه پیش آمد به پشت در، خبر داری تو میدانی علی با چاه کوفه شب چهها میگفت تو از ناگفتهغمهای دلِ حيدر خبر داری تو با جد غریبِ خود به دشت کربلا بودی تو از قلب وی و داغ علیاکبر خبر داری تو روی شانۀ خورشید دیدی ماه کوچک را تو از پیکان و ذبحِ حنجر اصغر خبر داری تو دیدی عمهات زینب کنـار قتلگاه آمد تو از بوسیدن آن نازنینحنجر خبر داری تو میدانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد تو از این بندۀ بیدست و پا، بهتر خبر داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بیتـو اینجا دل ما لک زده از تـنهـایی تو شـبـیـه ضـربـان زمـزمـۀ دلهـایـی گـرد انـدوه و سـتم را بتـکـان از دلها که تـو آرامــش هــر ثــانـیــۀ دنــیـایـی ای که لبخند تو صبح است و نگاه تو سحر همچنان نـوری و روی سر ما پـیـدایی کربلا گـریهکـنان در بغـلـت میسـوزد بیگـمـان مـرهـم غـمهـای دل مـولایی با نگاهت دو سه خط گریۀ جانکاه بخوان ای که دلسـوخـتـۀ غـربت عـاشـورایی ارباً اربا تن دریا به زمین ریخته است روضهخـوان بدن تـشنـهتـرین دریـایی بدنش را تو مگر روی عـبا میچـینی؟ که چـنان شـعـلۀ آتـش به نـظـر میآیی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نه که خود آئیم، ما را لطف یار آورده است رو به ما آن جلوۀ پروردگار آورده است با دعای حضرت صاحب زمان نوکر شدیم بهر ما این نوکریها اعتبار آورده است روزی لایَحتَسِب یعنی در اوج مشکلات یک دعایش رحمتی دنبالهدار آورده است در سرای بیقراری، ساکن روضه شدیم رحمتش ما را به این دارُالقرار آورده است یاد او مُحیالقلوب است، اشکهایت را ببین از نخیل خشک ما خرما به بار آورده است خوش بر اقبال کسی که شامل رحمت شد و نام مهدی را به وقت احتضار آورده است در مسیر و راه ثارالله، شأنش ویژه است هر کسی که یک نفر را پای کار آورده است کربلای ما چه شد؟ دل شد دوباره زیرو رو با نسـیمی که شـمیمِ آن دیار آورده است داغ سنـگـین حـسین و ابـتـلای زیـنـبش بر دل صاحب زمان، خیلی فشار آورده است اُف بر این دنیا که زینب را جدا کرد از حسین چه بلایی بر سرش این روزگار آورده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
جان بر لب است، از غم جانان دعا كنید شاید به سر رسد شب هجران، دعا كنید با چـشـمههای خـالی و خـشكـیدۀ نگـاه در حـسـرت رسیـدن بـاران دعـا كـنید روزی هـزار بار دعای فـرج كم است در آرزوی یـار، فــراوان دعــا كـنـیـد یا ایهـاالـرئـوف! شـمـا واسـطـه شـوید ما بیكـسیم حضرت سلطان! دعا كنید مـا آمــدیـم اذن مــحـرم بـه مـا دهـیــد آقـا بـرای مـاه عــزا مــان دعــا كـنـیـد ما گریه میكنیم كه یک روز جان دهیم از داغ خشکی لب عـطشان؛ دعا كنید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
از تو دور افتادهایم و با فراقت راحتیم بـاز اما ادعـا داریـم فـکـر حـضـرتـیـم فکر بیداری مایی، ما ولی خوابیم خواب عـفو کن آقا اگر اینقـدر اهل غـفـلـتـیم تو به «گمنامان» نگاهِ بیشتر داری ولی ما ز چشمافـتادهها، از عاشقانِ شهرتیم پشتِ ابر معصیت ماندیم و نابـینا شدیم «حاضر کامل» شما هستی و ما در غیبتیم با تمام این بـدیها نام ما را خـط مزن با تمام این بـدیها بـاز هم در خـدمتـیم جز حسین و روضهاش راه نجاتی نیست، نیست ما بـرای آشـتـی با تو دخـیل هیـأئـتـیـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
بیا بر قـلـۀ هستی لـوای عـدل برپـا کن بیا دین را دوباره مثل جدّ خویش احیا کن چرا از چشم خود تنهای تنها اشک میریزی؟ بیا در ماتم جدّ غـریـبت گـریه با ما کن بیا از جسم سقّا تیر دشمن را برون آور بیا زخم گلوی خشک اصغر را مداوا کن بیا اشک خجـالـت پاک کن از دیدۀ سقّا بیا از خون دل بر تشنهکامان دیده دریا کن بیا با عمّههایت جستجو کن در بیابانها گلی در کربلا گم گشته زیر خار پیدا کن بیا و گریه کن بر یـاسهای نیـلی زهرا بیا روی کـبود عـمّههایت را تمـاشا کن بیا خونْ پاک کن با اشک از پیشانیِ جدّت بیا قـرآنِ ثـارالله را بر نـیـزه مـعـنا کن بیا و عمّه را بیرون ببر از بین نامحرم بیا زنجیر از بازوی زین العابدین وا کن برای آنکه در محشر قبول مـادرت افتد بیا و دفتر اشعار «میثم» را تو امضا کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
گرچه دورم از تو آقاجان فراموشم نکن گرچه کار من شده عصیان فراموشم نکن محضر تو هِی بدی کردم ولی فرصت بده این بدی را میکنم جبران فراموشم نکن راه وصل و همنشینی با تورا گم کردهام خستهام دیگر از این هجران فراموشم نکن ای که نادیـده گرفـتی معصیت های مرا باز هم بر من بکن احسان فراموشم نکن زخم بر روی دل من مطـمـئـنم میشود با نگاه تو فـقـط درمـان فـرامـوشم نکن از همه دل کندم و آخر پناهم روضه شد آمدم با دیـدهای گـریـان فـرامـوشم نکـن مـثـل یـاران شـهـیـدِ راه عـمـه زیـنـبـت دوست دارم بگذرم از جان فراموشم نکن بین خوبان یک شب جمعه مرا هم جا بده پای ششگوشه بکن مهمان فراموشم نکن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
این محرّم فرق دارد، این محرم حنجریم نـیـزهها باید بـدانـنـد از همه دنـیا سریم این محـرّم کـربـلا آمد به اسـتـقـبـالـمان پس محال است آنکه از خون شهیدان بگذریم هر محرّم نوحهخوان بودند آرام اشکها این محرّم فـرق دارد با رجزها تنـدریم دستـۀ زنجـیرزن بـودیم تا یکـسال قـبل در مصـاف اشـقـیا امـسال امّا لشکـریم پای روضه قد کشیدیم، این مرام موجهاست پس کـجـا کـوتـاه میآئـیم، دریـا بـاوریم ما شهید بن شهیدیم و در این پژواکها پرچم هـیهـات را تا قـلـّه با هم میبـریم روضۀ بییاوری خواندیم و عمری سوختیم در نهیب عصرِ یک هل من معین دیگریم یال اسب بیسوارش! حال ما را هم بپرس بوی پیراهن شنیدیم این محرّم مضطریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
شکر خدا که فیض فراوان به ما رسید یعنی عـزای شـاه شـهیدان به ما رسید مـا وارثـان مـکـتـب حـفـظ شـعـائـریـم وقـتـی اقـامـۀ غـم جـانـان به مـا رسید روز الـسـت، مـوقـع تـقـسـیـم رزقهـا منت گـذاشت، دیدۀ گـریان به ما رسید گـریه برای مـاتـم تو اصل دین ماست با اشک در عزای تو ایمان به ما رسید دنـبال وعـدههـای دروغـیـن نـمیرویم تا زیر خیمههای تو عرفان به ما رسید محتاج هیچ کسی به غیر از تو نیـستیم از سفرههای پاک شما نان به ما رسید بر روی نیزه باد به زلفت که میوزید از آن به بعد موی پریشان به ما رسید بـا گـریـه گـفـت رقـیـه، بـه جـای نـاز بابا ببـین که خار مـغـیلان به ما رسید حتی برای مرکـبـشان سـایـهبـان زدند! گرمای ظهر گوشۀ ویران به ما رسید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
هلال، مُنـکـسر از داغ قـامـت خـم تو شفق، تصوّری از زخـمهـای مبهـم تو و ماه جلوهای از رأس توست بر سرِ نی و شب، حکایتی از گـیـسوان درهم تو هنوز از نفَست بوی زندگی جاریاست قسم به خون گلویت، در آخرین دم تو به میهمان خودت اشک شوق هدیه کنی خـوشا به این کرَم تو، به خـیرمقدم تو شبی به کنج حرم، خواب رفتم و دیدم تو باز کردهای آغوش و، من هم «اسلم» تو به رغـم مـدعـیـانی که منع گریه کنند نـشـسـتــهایـم سـر ســفـرۀ فـراهـم تــو مقام گوشهنـشینان خاک جز غم نیست سـلام لـذت شـیــریـن زنـدگـی غـم تو حسین! کعبه ششگوشۀ تو قبلۀ ماست زلال اشک مـحـبـان توست زمـزم تو شبانههای من از حس بوسه لبریز است به خاک هیئت تو، ریشههای پرچم تو بهار چیست همان رستخیز پرچمهاست رسـیـدهایم به این جـلـوه از مـحـرم تو گذشتم از همه نیـلهای شرک و نفـاق عـصای معـجـزهام بود اسم اعـظـم تو میان زخم تو «هل من معین» تو جوشید تو خواستی شده لبیکِ اشک، مرهم تو صدا صدای تو و، گوش گوش نامحرم و نیست گوش دل من هنوز مَحـرم تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
چاووش میخواند دوباره روضۀ غم را باز این چه شورش، چه عزا، چه نوحه، ماتم را چاووش میخواند که ای مردم! محرم شد داغ عــــزای اشــــرف اولاد آدم شـــد جن و ملک هم تکـیۀ مـاتم به پا کردند گـریـه برای غـربت خـون خـدا کـردند کوچه به کوچه شد سیهپـوشِ عزای او از هر طرف آید به گوشِ دل صدای او هل من معینِ اوست در گوش زمان پیچید فـریاد او در وسعت هفت آسمان پیچید امر به معروف است و نهی از منکر آئینش حق و عـدالت، مکـتب و آزادگی دینش آیا کسی انـدیـشهاش را یار خواهد شد؟ بر فرق ظلم و تیرگی آوار خواهد شد؟ آیا فقط باید برایش روضهخوانی کرد؟ یا اینکه از مشی و مرامش پاسبانی کرد؟ در کل ارض کـربلا پیـغـام آگـاهیست هر روز عاشوراست یعنی روز حق خواهیست او تشنه اما تـشـنۀ عشق و عـدالت بود او دشمن ظـلـم و تباهی و جهـالـت بود یک روز داغ لاله و یاس و شقایق دید در موج خون افتاده هفتاد و دو عاشق دید زخم از ستاره بر تنش افزون، به خاک افتاد عصر شهادت غسل کرد از خون، به خاک افتاد افـتـاد تـا اســلام و آزادی بــپــا بــاشـد بر مـأذنـه گـلنـغـمۀ «حَیَّ علی» باشد در آخرین فریاد خود فرمود راهش را هم گریه باید کرد، هم پیمود راهش را اینک شما و این مسیر سرخ و نورانی پـیـمـودن ایـن راه با چـشـمـان بـارانـی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
آنچنان که بارش بـارانِ نمنم دیدنیست چشم خیس گریهکنهای شماهم دیدنیست هم نزول حضرت جبریل سوی روضهها هم گدایی کـردن امثال حـاتم دیدنیست اکثر ایـام گرچه خالی از زیـبایی است چهرۀ این شهر در ماه محرم دیدنیست ظاهـر آراسته خـوب است اما این دهه صورت زخمی و موی نامنظم دیدنیست میشود معـشوق با لبـخـندْ زیبـاتر ولی چهرۀ هرعاشقی همراه با غم دیدنیست صحنهای از مرقدت نقش است در اندیشهها کربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنیست مثل آن روزی که یک عاشق به دلبر میرسد لحظۀ پیـوستن شاه و گدا هم دیدنیست عشق بازی از نگاه مسلم و حر و حبیب باغریبی، سر به زیری، قامت خم دیدنیست یا غیاث المستغـیـثینِ منی هنگام مرگ میزبانی تو در آن واپسین دم دیدنیست در میـان نـامـۀ اعـمال در محـشر فقط روزهاییکه برایت گریه کردم دیدنیست کاش میفهمید اهریمن که در ملک وجود حلقۀ خاتم به دست شاه عالم دیدنیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
بـا ذکـر یاحـسـیـن دمـادم گـریـسـتـم یک سال در فـراقِ محـرّم گـریـستم با گـریه بر تو، تـوبـۀ آدم قـبـول شد من هم شـبـیه حـضرت آدم گـریستم بارِ گـناه، برکـتِ چـشـم مرا گـرفت شرمـنده در مصیبت تو کم گـریستم شکر خدا که چشم و سرم وقف روضه شد هم بر سرم زدم ز غمت، هم گریستم مُردم به پای خط به خطِ مقتلت حسین از بس که با "لُهوف و مُقَرّم" گریستم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
کجا شیرینتر از این غم در عالم میشود پیدا که شادیهای عالم در همین غم میشود پیدا همین که تکیه برپا میشود با رخت خونآلود هوای روضه در عرش معظم میشود پیدا خدا مرثیهخوان است و ملائک مستمع هستند در آن بزمی که حتی مثل آن کم میشود پیدا هوای شهر رنگ عشق میگیرد به خود، وقتی که روی سردر هر خانه پرچم میشود پیدا گناهان تمام عـمر او بخشیده خواهد شد همین که کنج چشمی اشک نمنم میشود پیدا حسین بن علی فیض وسیع حضرت حق است که در اطراف او هرجور آدم میشود پیدا مگر اعجاز جز این است که با نام این آقا میان چشمهای ما دو زمزم میشود پیدا هوای گریه کردن دارم و دلتنگ بارانم مسیر روضه از این بین کمکم میشود پیدا غمی کهنه دلم را میفشارد هر زمانی که هـلال تـازۀ مــاه مـحـرّم مـیشـود پـیـدا
: امتیاز
|